به ياد پر پرواز شادمهر عقيلی.....

يه پنجره با يه قفس                   يه حنجره بی همنفس

سهم من از بودن تو                   يه خاطره است همين و بس

 

تو اين مثلث غريب                    ستاره هارو خط زدم

دارم به آخر ميرسم                   از اونور شب اومدم

 

يه شب که مثل مرثيه                خيمه زده رو باورم

ميخوام تو اين سکوت تلخ            صداتو از ياد ببرم

 

بذار که کوله بارمو                     رو شونه شب بذارم

بايد که از اينجا برم                   فرصت موندن ندارم

 

داغ ترانه تو نگام                     شوق رسيدن تو تنم

تو حجم سرد اين قفس            منتظر پر زدنم

 

من از تبار غربتم                    از آرزوهای محال

قصه ما تموم شده                 با يه علامت سوال؟؟؟

 

بذار که کوله بارمو                 رو شونه شب بذارم

بايد که از اينجا برم                فرصت موندن ندارم

 

 

کسی که خوب مرا درک ميکند        

                                     يکروز زادگاه مرا ترک ميکند!!!

 

 

 

/ 31 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Heaven Searcher

سلام.. خوبی اومدم بگم که وبلاگ آپديت شد و مثل هميشه منتظرم... راستی اگه این جمله آخری که نوشتی درست هست .. پس ای کاش زود تر از اینا می دونستم که منو خوب درک کرده !!! هميشه موفق باشی

navid

حالا هم که منو از مهدی جدا کردی اين همه از هم دور انداختی؟؟ من مهدی رو می خام!

قاب عكس

ديگر اين برف را سر باز ايستادن نيست. بايد رفت

omnid1977

شعرم چه کنی ای عشق ، دردم کن و دودم کن .... دودم کن و مستغنی از بود و نبودم کن ..........سلام دوست . ممنون از پیامت ... تک بیتی زیبا اما غمناکی بود ...امیدوارم موفق باشید وسبز .. فعلا باي

roze abi

عالی بود موفق باشی ... آپديت کردم

yasmehdi

سلام پريسای عزيز.... اين روزا خيلی دلم گرفته .... خيلی وقته ازش خبری ندارم... نميدونم کجاست و چه ميکنه... حالا ديگه حق دارم همه چيزو تمومش کنم... از دوستی با تو لذت بردم ... امیدوارم همیشه موفق و کامروا باشی... قسمت نشد تا در کنار هم بمانيم... قسمت نشد تا در هوای هم بميرم... به ياد تو .... ياس مهدی

ساحل و دریایی

سلام .خوبی؟.زیبا بود....................................موفق باشی.قربون تو .دریایی

متین/مسافر غم

سلاممممممم..... لب دریا برو یم.....، تور در آب بیندازیم..... و بگیریم طراوت را از آب...... ریگی از روی زمین برداریم..... وزن بودن را احساس کنیم..... بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم. .... بازم ازت ممنونم كه منو فراموش نكردي ... اگه دوست داشتي بمن يه سري بزن ... آپديت كردم ... براي توآرزوي موفقييت و پیروزی میکنم

آسمان

سلام رنگين کمونم.ببخشيد که دير اومدم.آدرست رو يادم رفته بود.الانم از روی يکي از کامنتات اومدم.عجب شعری بود.اين بيت آخری رو که نوشتی دلمو لرزوند.من نميخوام باورش کنم.الان دلم ميخواد زمان رو يک سال بکشم جلو.چون هر اتفاقی که منتظرشم تا اون موقع افتاده حتماً.برای تو هم آرزو ميکنم به اونچه که دلت ميخواد برسی.شاد باشی نازنينم.