دوری نزديک شو...

ديشب بازم گريه کردم.ديشب، کلی با اين يه عکس و چند خط نامه کلی درد دل کردم.دستم ميلرزه نميتونم خوب تایپ کنم.کاشکی يه ستاره تو آسمون پيدا ميشد  وتاريکيهای منو با خودش ميبرد.

خدايا! چقدر دلم گرفته. دلم هوای تورو کرده و تو چقدر از من دوری...

دوری نزديک شو. ميخواهم...

اشکام داره کيبوردو ميشوره...دلت برام تنگ نشده؟؟؟

4243860-lg.jpg

روزای دوری و حسرت

                       هفته های بی مروت...

 

/ 50 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فانی

یک سلام بهاری.دوباره آمده ام....ديوار کاهگلی ام را با قدوم نگاهت آذين بخش...

بهاره

سلام پريساي عزيزم خوشحالم كه بالاخره آپ كردي ولي نه اينجوري چقدر غمگين سال نوي تو هم مبارك اميدوارم توي اين سال دلتنگيهاي باشند كه از تو دور مي‌شن نه عزيزانت موفق باشي

خراباتی

براي تو مي نويسم غمگينتر از هميشه .... براي تو ...فقط براي تو ...هواي دلم ابريست و باران عشق تو ست که مي بارد و مي بارد و....گاهي فکر مي کنم فرشته ها هم به تقدس عشق من تسبيح مي گويند و با دلتنگي من که همه براي توست دلتنگ مي شوند واز غم جدايي ما اشک مي ريزند مثل همين باراني که مرا در خود غرق کرده ...هر چه زمان مي گذرد عشق من زلالتر مي شود و دردهايم بيشتر ...کاش مي دانستي که چه دردي مي کشم....و من رنج اين مصلوب شدن را به جان خريده ام . ...مثل هميشه مرا به صليب کشيده اند ...ببين چه خون گرم و روشني ...محبوب من بمان براي من...

خراباتی

عزيزم ستاره ي شب مال تو رنگ مشکيش مال من عزيزم قلب سياهم مال تو يه کلام مهربونت مال من عزيزم عشق مال تو همه غصه هاتو بده به من عزيزم زندگي مو مي دم به تو هر چي که خودت نمي خواي مال من عزيزم دوستت دارم هام مال تو يه نگاه مهربونت مال من عزيزم دريايي ماهي مال تو من مي شم صخره برات بزن به من عزيزم شعر کوچيکم با تمام صحبتهاي صادقانش مال تو اما قلبت رو نزار بدزدنش ... بدش به من !

خراباتی

چند وقتيه تو چشمات گرد غمي نشسته شايد دل عاشقت از دست من شكسته آروم نگاه مي كني با يك نگاه غمگين بين ما ديواريه، ديواري سرد و سنگين ديواري كه چه ساده رو عشقمون كشيدم تو فكر دريا بودم، اما سرابو ديدم مي خواي با اون نگاهت منو به خود بياري بياي و اين ديرارو از بينمون بر داري آره فقط دستاي تو فاصله رو خط ميزنه آره فقط بودن تو نبض ترانه منه آره مي خوام با تو باشم اوج بگيرم تا آسمون آره تو تك ستارمي، تو صد هزار تا كهكشون بيا سكوتو بشكنيم، گذشته رو رها كنيم دست بذاريم تو دست هم، اسم همو صدا كنيم بيا كه از ديوار غم به همديگه پل بزنيم با هم ترانه سر بديم، رو دست بلبل بزنيم

خراباتی

از دریا پرسیدم:این امواج دیوانه ی تو از کرانه ها چه می خواهند؟چرا ایشان پریشان و در به در به کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا در مقابل سوالم گریست. امواج هم گریستند. آنوقت دریا گفت:که طعمه ی مرگ تنها آدمیان نیستند.امواج هم مثل آدمها می میرند.این امواج زنده هستند که لاشه امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند

خراباتی

سه چيز در زندگي هيچ گاه باز نمي گردد: زمان ، كلمات، موقعيت ها سه چيز در زندگي هيچ گاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد، صداقت سه چيز در زندگي هيچ گاه قطعي نيست: رؤياها، موفقيت ها، شانس سه چيز در زندگي از با ارزش ترينند: عشق، اعتماد به نفس، دوستان سه چيز در زندگي يك انسان مي سازند: تلاش، اخلاص موفقيت سه چيز در زندگي يك انسان را نابود مي كنند: مشروب، غرور، خشم

خراباتی

بر مثل شاپرک باد مرا می برد بر گذر شاخه ها ز چشم خون می چکد بر بدن سرد خاک آهی زداد و فغان پر شده در جام دل می شکند جام را همچو دلی دست باد. نیست چراغی به راه نیست خیالی به دل رفت و همه نیست شد آن همه نیکی به گل.

خراباتی

تو این روزای بی کسی دلم هوای مردن داره تو سینه این دل من هوای دل سپردن داره چشم من دوست داره سیمای قشنگ تو ببینه آخه وسعت چشمم قد وسعت آسمون و زمینه بخدا بازم می گم دوست دارم. نازنینم تو بهترینی ای همه کس من ای عزیزترینم تو رو خدا قسمت می دم به جون هرچی عاشقه منو پر پر نکنی که دلم مثال گل شقایقه خیلی وقته که دلم هوا تو کرده نگو نمیایی که سیمای وجودم همیشه زرده زرده نازنینم اولین و آخرینم به عشق هرچی دل سپرده ی بازم میگم تویی صمیمی ترینم تویی صمیمی ترینم عزیز ترینم الهی بمیرم غم تو رو نبینم