امنيت...

(باور کنين بعضی وقتا خيلی ديره.هر رفتنی برگشتنی نداره.)

اين روزا بيشتر همو ميشناسيم. اين روزا بيشتر قدر داشته هامو ميدونم .

بودنت امنيت مياره و من مثل هميشه ٬ با تمام احساسم به داشتنت افتخار ميکنم.

x6nfki.jpg

سرد هوا سرد دلم                         مثل پاييز زرد دلم

خيره به ابرو بارونم                       خسته شدم و داغونم

می خوام فراموشش کنم                   آتيش رو خاموشش کنم

می خوام برم و گم بشم                    يه کم مث مردم بشم

می خوام برم سفر کنم                     از عاشقی حذر کنم

سخته برام خوب ميدونم                   چی کار کنم؟پشيمونم

از وقتی رفت من تکيدم                    چه سختيايی کشيدم

انگار که هيچ وقت نبودم                   منی که خوشبخت نبودم

دنيارو با اون می ديدم                      چه نقشه هايی کشيدم

دل می دادم به روياهاش                    بعد از خدا٬ شدم خداش

هر روز قرار و انتظار                      با دسته گل سر قرار

دنيام با چشماش رنگ می شد                آرزوهام قشنگ می شد

سر می ذاشتم رو دامنش                    عطر بهار تو پيرهنش

شبا براش قصه بودم                        قصه ی پر غصه بودم

شبا تا صبح حرف می زديم                   با هم ديگه خواب می ديدم

برام می گفت از فردامون                    از تعداد فرزندامون

از شب تا صبح مکالمه                      اذون ميشد٬ ميگفت کمه

چه شوری بود تو اون روزا                 تو که می ديدی ای خدا

يه مدتی حرف نمی زد                        ديدم دستاشم شده سرد

چشماش ديگه نوری نداشت                 طعم لباش شوری نداشت

پيشم که بود بی تاب می شد                   اعصاب من خراب می شد

تا می اومد می خواست بره                   می گفت دلش در خطره

چند روز گذشت بی هيچ خبر                  تو کوچه ها باز دربدر

شبا با اشک می خوابيدم                      با هق هقام می ناليدم

می ترسيدم يه وقت بره                       از وعده هامون بگذره

هيچ وقت نگفت برام بمون                    نگفت بيا به خونه مون

می خواست دلم رو بشکنه                     هستی موآتيش بزنه

 

*************************************************

چند وقت بعد با کسی بود               اونروز روز عروسی بود

 x6nc6h.jpg

 

 

 

/ 320 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
iman

سلام.دوست خوبم .پست جديدت نيومده بالا .ولی بازم سر می زنم.

خراباتی

فائقه اتشین در ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۲۹ در سرچشمه تهران چشم جهان گشود.پدرش صابر و مادرش فائزه نام داشت.هنگامی که فائقه ۲ سال داشت پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و فائقه-فریدون برادر کوچک او همراه باپدرشان صابر در یکی ار اتاقهای شکوفه نو زندگی کردند شبها که صابر برنامه داشت دختر خردسال خود را همراه با خود به کافه میبرد و این امر باعث شد تا فائقه از کودکی با صحنه اشنا شود اولین بار در ۳ سالگی بر روی صحنه رفت و ادای هنرمندان معروف ان زمان را به زیبایی دراورد و پس از اتمام برنامه مورد تشویق تماشاچیان قرار گرفت....پس از مدتی پدرش با زنی ازدواج کرد و بعد از مدت کوتاهی صاحب بچه شد از ان پس فائقه نگهداری بچه-اجرا کردن برنامه و خواندن درس را بر عهده داشت.... پس از اینکه فائقه در بین مردم طرفداران بیشماری پیدا کرد با پدرش به شهرهای ایران سفر کرد و مورد استقبال مردم قرار گرفت.............

خراباتی

پس از انقلاب مدام از گوگوش بازجویی میکردند و حتی چندین بارنیز چند ماهی او را در زندان نگه داشتند..پس از مدتی گوگوش از همایون مصداقی نیز جدا شد و با مسعود کیمیایی ازدواج کرد در سال ۱۹۹۹ مردم تصور میکردند که گوگوش از ایران خارج شده.در سال ۲۰۰۰ این تصور مردم به واقعیت تبدیل شد و گوگوش از ایران خارج شد و اولین کنسرت خود را در تورنتوی کانادا اجرا کرد که با که با استقبال مردم مواجه شد از ان پس گوگوش در سرتاسر کانادا امریکا و حتی بعضی از کشورهای اروپا نیز برنامه اجرا کرد و با استقبال مردم روبه رو شد... هم اکنون گوگوش همراه کامبیز-عروسش و نوه های گلش مایا و دارا در لوس انجلس زندگی میکند.... با ارزوی موفقیت برای گوگوش عزیز

خراباتی

سالها گذشت و هر روز بر تعداد طرفدارانش اضافه شد در یکی از شبها در یک مهمانی رخس او با محمود قربانی اشنا شد و با هم ازدواج کردند. ماه عسل به امریکا سفر کردند.....حاصل ازدواج انها یک پسر به نام کامبیز بود که او یگانه فرزند گوگوش است.پس از شش سال زندگی مشترک انها از هم جدا شدند.. سپس گوگوش با بهروز وثوقی ازدواج کرد در این هنگام گوگوش در اوج شهرت بود و برای اجرای برنامه به کشورهای گوناگون سفر میکرد و در همه ی کشورها مورد استقبال قرار مییگرفت و گوگوش جز مردود خوانندگانی بود که توانست برای اجرای برنامه به برج ایفل برود. راستی که نمیتوان به گوگوش گفت شاه ماهی هنر ایران باید گفت شاه ماهی هنر جهان.....گوگوش پس از چهارده ماه زندگی با بهروز وثوقی از او جدا شد..و جالب است بدانید که انها پس از جدا شدن باهم در فیلم ماه عسل به زیبایی بازی کردند....... پس از جدایی از بهروز وثوقی مدتی گوگوش به تنهایی زندگی کرد سپس در اوایل انقلاب با همابون مصداقی ازدواج کرد....

نازنين

سلام دوست عزيز ممنون که هميشه سر می زنی موفق باشی گلم

حاج حميد

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست بزرگوار و گرامي در آٍستانه سوم خرداد سالروز عروج ملکوتي شاعر بسيجي و سراينده ي مثنوي بلند شيعه ، زنده ياد حاج محمد رضا آقاسي قرار داريم . در صدد هستيم براي گراميداشت ياد و خاطره اين عزيز سفر کرده ختم قرآني را در سالروز پروازش (سوم خرداد ) داشته باشيم و ثواب آن را هديه کنيم به روح ملکوتيش . لذا براي شرکت در اين امر معنوي از شما دعوت بعمل مي آوريم . به اميد ديدار شما . ضمنا جهت نشر اين برنامه معنوي و بمنظور اطلاع رساني و شرکت ديگر دوستان در اين امر معنوي خوشحال ميشم بنر اين برنامه را در وبلاگ خود قرار داد ه و آن را به وبلاگ بنده لينک کنيد .. قبلا از لطف شما تشکر مي گردد. ادرس بنر : http://tinypic.com/10d7huu.jpg يا علي مدد ... التماس دعا weblog.hajhamid.com

ارين يک پسر تنهای تنها

اين مال متن بالايی هر کاری کردم نشد که نشد منم که بچه پرو! ممنون که اومدی ـدلم برای اين خانومه خيلی سوخت از اينکه مرد هستم عارم اومد بيچاره بازم پيش ما بيا خوشحال ميشم

يلدا

سلام پریسا جونم....... بسیار عالی......... سالروز شکوه حماسه 3 خرداد مبارک باد ......... عزز دلم :شاد باشی تا همیشه. . .

يلدا

سلام پریسا جونم....... بسیار عالی......... سالروز شکوه حماسه 3 خرداد مبارک باد ......... عزز دلم :شاد باشی تا همیشه. . .

عشق در عصر ارتباط

من کیم : همون کسی که قلب شو واسه تو اهدا می کنه همونی که وقتی بخوای گریه شو آواز می کنه همون کسی که درداشو نی تونه مخفی بکنه اما بخا طر چشات اونو هم پنهون می کنه یعنی اونم این طوری فک میکنه؟